![]() |
|
![]() |
|
| وبلاگ شخصی صادق صفری |
|
مناجاتی با آقا آقايم بلاها زياد مطالب پوشيده برملا گرديده وفقط به شما شکايت می کنم .
با نوشانيدن جامهای توحيد بر آنان منت گذاشته وشرافت آمدن در محفل اهل توحيد را به آنان کرامت نمودی تامل می کنم نزديک است قلبم از حسرت شکافته شده و از غيرت دوتکه شود آه آه وای بر قلب کسی که مثل من باشد آقايم خواهان شما با ساير مشتاقين فرق دارد زيرا زيبايی تو قابل مقايسه با زيبايی ساير معشوقها نبوده وبزرگی تو مانند ديگر بزرگيها نمی باشد به اين جهت که شما محبوبی هستی که علت ايجاد خواهان ودوست دار خود بوده واو در هرحال و هر کاری به شما احتياج دارند ولی ديگران چنين نيستند . بلکه در عالم محسوسات زيبايی وجود ندارد مگر اينکه مظهر گوشه ای از زيبايی شما وبزرگيی نيست مگر ناشی از يکی از آثار بزرگی شما. زيرا زيبايی شما مظهر زيبايی خداوند زيبا وزيبايی ديگران از مظاهر زيبايی شماست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 13:9 توسط صادق |
|
|
اربعين حسينی برادر آمدهام از جادههای بيگانه، از كوچههای نامحرم، چهل روز پس از حريق، با چهل زخم عميق در سينه و چهل چشمهی اشك كه بر تشنگی تو گشودهام. برادرم آمدهام با غصههايی به فراوانی ريگزارها، با غمهايی به جانگزايی خارستانهايی كه نورديدهام و تازيانههايی كه خوردهام. همسفر بودم با سری كه همسخن راه بود. با سری برگشته از سفر خاكستر. ای كهف جان زينب! تو بر نيزه، سورهی كهف میخواندی و من آيهآيه اشك میافشاندم. عزيز غريب من! از غربت شام آمدهام؛ از شب خرابه و شيون. از سفری كه بیهمسفر كوچك چهارسالهات به سر آمده است. آنروز كه از اين حاشيهی خونين و از وسعت مويهخيز دشت میگذشتم تو نبودی. بودی اما آنچنان كه نشناختمت. شعله بر دامن كودكان و آتشی در هستی من افتاده بود. دل كودكان، مثل گاهوارهی كوچك اصغر میلرزيد. هوا در چرخش تازيانه، سياه بود و زمين سرخ و آسمان سرختر. كجا میتوانستم بيابمت كه در بینشانی، در عريانی، در سری كه نبود و انبوه نيزه و شمشير و چوب، اميد يافتن، غروب كرده بود. آن روز كه از اينجا گذشتم كودكان را كه در تاراج گوشوارهها، چكهچكه خون از بناگوش میچكيد هيچ تسلّايی نبود. عباس نبود تا قامت رسای او در قلبها آرامش بريزد، تا صدای شيههی اسبش دلهرهها را بشكند. من میرفتم و قلبم را كه در گودال افتاده بود با حيرت مینگريستم و میگريستم. يادگار عزيز تو تب داشت؛ تبدارتر از دشت، تبدارتر از دل سوختهی من و من تيماردار و پرستار او بودم. تيماردار هشتاد و چهار كودك و زن ، يتيمان سوگوار تو. شتران میرفتند لنگ و عريان و هولناك و من در اين همه درد، اين همه غم، گيسوی شكيبايی پريشان نكردم، صورت صبوری نيلی نساختم و تشنگی و گرسنگی را بیتابی نكردم. تو نبودی؛ پيشتر از ما، سفر بر نيزه را آغاز كردهبودی و ما همسفر خشونت و تازيانه، بر خارزار داغ، كشيده میشديم و زخم بر زخم، نازكای پای كودكان را، با خطی از خون، بر خاك گداخته و تفديده، پی میگرفتيم. عزيز مهربان مادر! از كربلای تو میرفتيم بی گوشواری بر گوش، بی خلخالی بر پا، نه! نمیتوانم گفت كه چادرهای بسته بر كمر را نيز ربودهبودند. در گوشها تنها پژواك عربده بود و تمسخر، برپای كوچك كودكان، زخم خارها و بر پای سجّاد، زنجير و بر كمرها، دستی از سر درد، درد شكستگی، درد لگدها و تازيانهها، درد و داغ بیبرادری. چگونه بگويم بر ما چه گذشت؟گريههای مكرّر و زخمهای مداوم بود. اندوه، موج در موج، درد، پشت در پشت و حادثه پیدرپی میوزيد و ساقهی ترد جان كودكان میلرزيد، خميده میشد، میشكست. نبودی برادر........ . . . . اشك بود و زينب؛ گريه بود و كربلا و دمی بعد نسيمی كه میگذشت صدایحسين را در گوش جان زينب زمزمه میكرد كه: خوش آمدی خواهر، اگر امروز نمیآمدی كربلا برای هميشه چيزی كم داشت. تو حسينی، تو كربلايی، و بی تو كربلا ناتمام. اربعين كمال كربلاست و كمال كربلا حضور تو. خوش آمدی خواهر. خوش آمدی خواهر....
فرا رسيدن اربعين شهادت سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبداللهالحسين(ع) و ياران و صحابهی بزرگوار و باوفايش را به محضر ولیعصر(عج)، مقام عظمای ولايت، همهیعاشقان و شيفتگان آن حضرت تسليت و تعضيت عرض میكنم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت 17:30 توسط صادق |
|
|
ماه رمضان آمد، آن بند دهان آمد
رمضان از راه ميرسد تا اين بار با آغازين روزهاي ماه تعليم وتربيت قرين گردد و ما را به اين انديشه بخواند که چه زود سالي ديگر را گذرانديم و دوباره به آستانه مقدس رمضان پا نهاديم .
فضيلت ماه رمضان: ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريفترين ماههاي سال است. در اين ماه درهاي آسمان و بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته ميشود، و عبادت در يکي از شبهاي آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
اي دوست ز رحمت دل اگاهم ده در ماه دعا سير الي اللهم ده |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 7:0 توسط صادق |
|
|
میـلاد با سعــادت سومین امام معصوم ، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ، سرور آزادگان جهان حضرت ابوالفضل العباس (ع)، سمبل مقاومت و وفاداری در راه آرمان مقدس جهاد فی سبیل الله و پرچم گذشت و فداکارى و جانبازى در صحراى کربلا و روز جانباز زینت عبادت کنندگان و سرور نیایشگران، معصوم چهارم حضرت امام على بن الحسین(ع) بر مسلمین جهان مبارک باد سلام بر رشادت دستان حیدری ات! ایــام نشـاط و شـور امـت آمــد روز سـه و چهــار و پنج مــاه شعبــــان میلاد حسین است و اباالفضل و علی آن ماه که ماه حاجتش میخواننــد نـــور ابـــدی و ازلـــی میـــآیـــــد مجموعه حسن و عشق وایثار و کرم
عکسها:چند روز قبل از میلاد آقا
گل کاری حرم توسط ایرانی ها
حرم حضرت علی(ع)
لینک ها جشن میلادآقا/نجف http://arezooo777.persiangig.com/16042009180-1.jpg محل بین الحرمین جدید در نجف توسط ایران http://arezooo777.persiangig.com/15042009174-1.jpg افتتاحیه بازسازی گنبد حرمحضرت علی(ع) http://arezooo777.persiangig.com/15042009164-1.jpg التماس ریا ... http://arezooo777.persiangig.com/13042009056-1.jpg حالا... http://arezooo777.persiangig.com/13042009063-1.jpg دوستان خوبمون از صدا وسیما http://arezooo777.persiangig.com/13042009067-1.jpg گنبد طلا... http://arezooo777.persiangig.com/13042009084-1.jpg عشق ... http://arezooo777.persiangig.com/13042009088-1.jpg مراسم ویژه گل کاری حرم۱ http://arezooo777.persiangig.com/14042009106-1.jpg مراسم ویژه گل کاری حرم۲ http://arezooo777.persiangig.com/14042009109-1.jpg مراسم ویژه گل کاری حرم۳ http://arezooo777.persiangig.com/14042009132-1.jpg مراسم ویژه گل کاری حرم۴ http://arezooo777.persiangig.com/14042009141-1.jpg بدون شرح! http://arezooo777.persiangig.com/14042009154-1.jpg حالا... http://arezooo777.persiangig.com/15042009156-1.jpg افتتاحیه بازسازی گنبد حرمحضرت علی(ع) توسط ایران http://arezooo777.persiangig.com/15042009157-1.jpg سید مهدی موسوی مسئول حرم حضرت علی(ع) روز افتتاحیه http://arezooo777.persiangig.com/15042009158-1.jpg همین !!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 تیر1388ساعت 14:18 توسط صادق |
|
|
ماه مبارک رجب از راه رسيد و ... وبازهم ندای : الهی وربی من لی غیرک اسئله کشف ضری و نظرفی امری از او می خواهم که توفیق استفاده از این ماه را نصیب کند بگذار تا بنالم زین درد بی نوایم بیگانه ای چه دانی من دانم و خدایم یارب بذات پاکت شب رامگیرازمن من باشم و سحرها ذکر خدا خدایم
لیلة الرغایب...شبی به نام شب آرزوها ! بهترین آرزوی خودم هم اینه : راستی شما چه آرزویی دارید ؟؟؟ راستی یکی از اعضای کانون رهپویان وصال شیراز در تدارکات اعتکاف آسیب دیدن براشون دعا کنید. برای سلامتی و فرج آقا امام زمان(عج) صلوات |
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 تیر1386ساعت 15:25 توسط صادق |
|
|
به نام خــــــــــــــدا
یا ابا صالح المهدی،ای امام منتظران،ای امید ناامیدان،ای نوای بینوایان،ای دوای
دردمندان،ای پناه مستمندان،ای باب یتیمان،ای فروغ بی پایان،ای محبوب عارفان،ای
معشوق عاشقان،ای منتقم خون شهیدان،ای شفای مجروحان،ای زمزمۀ کروبیان،ای
یوسف جهانیان،ای امام زمان،ای بقیة الله، جهان به امید این است که این ناله های
جانسوز فراق مقبول درگاه تو افتد و تشنگان دیدارت را از شرب طهور وصال جرعه
ای بنوشانی... بینوایم،نوای من،مهدی است دردمندم،دوای من،مهدی است من غریبم در این زمان،ولی مونس و آشنای من،مهدی است گر چه از داغ هجر می سوزم راضیم،چون شفای من مهدی است گه به یادش ز خواب برخیزم نیمۀ شب دعای من،مهدی است من نخواهم بهشت،بی مهدی جنّت با صفای من،مهدی است در دم مرگ بــــــا ولایِِِِِِِِِِِِِت او آخرین حرف نای من ،مهدی است چون قیامت ز خاک برخیزم اندر آنجا ندای من،مهدی است آن که در روز حشر می بخشد از عنایت خطای من،مهدی است
التماس دعا ــ×--------×ــ منتظــــــــر |
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 اسفند1385ساعت 16:0 توسط صادق |
|
|
به نام خداوند بخشنده مهربان قبل از هر چیز باید پوزش میخوام از همه دوستان که چند مدتی رو نبودم که یکی از علت هاش درگذشت یکی از نزدیکانمون بود و بعضی مشکلات دیگر ... یک مصاحبه رو تدارک دیدم با سرهنگ حاج محمود صفری فرمانده سپاه لامرد مختصری از سخنان سرهنگ صفری:
به نام خدا من در سال 61 وارد تشکیلات سپاه شدم و به استخدام سپاه در آمدم اون موقع ها هم انگیزه ها مشخص بود وهم اهداف مشخص بوده. نیرویی که وارد تشکیلات سپاه می شد انگیزش برای خدمت به نظام و انقلاب بوده. من یادم هست که 5-6 ماهی گذشته بود که در یکی از جزایر صبح نیروها رو به خط کردند ما به خط شدیم دیدیم که فرمانده خطمون داره میاد و یه کیسه هم دستشه همه داشتند فکر می کردند در این کیسه چی هست همه فکری می کردند جز این که در این کیسه احتمال بدن که مثلا پولی هست و حقوقی هست. آقای فرمانده سر صف و نیروها رو به صف کرد دست کرد تو این کیسه و هر نفری 2000 تومان بهشون داد بدون استثنا سوال می گرفتیم که این برای چی هست در نهایت فرماندمون اعلام کرد که این حقوق ماه گذشتتونه همه تعجب می کردند که ما اومدیم تو تشکیلات سپاه برای دفاع از نظام انقلاب ، مگه حقوق هم میدن؟! نیروها همه برای بقای این نظام فکر می کردند و برای بقای نظام وارد 8 سال دفاع مقدس می شدند و می جنگیدند بعد از این که ما تو این قضیه استخدام شدیم و آموزش عمومی سپاه در پایگاه شهید مسگررو طی کردیم و مجددا بر گشتیم به یکی از جزایر خلیج فارس ماموریتهای متعددی را به ما محول میشد و ما یکی از ماموریتهایمان در زمانی که در استان هرمزگان بودیم در پشتیبانی از لشکر ثار الله که تنها لشکر کرمان بود یکی از این گردان های 422 هرمزگان را زیر پوشش داشتیم ما مسئولیت پشتیبانی لشکر رو به عهده داشتیم و همیشه امکاناتی که در خصوص مسائلی که درجنگ اساسی بود و ارتباط داشت با مسائل دریا به صورت غواصی از طریق پایگاهی که ما مسئولیتش رو بر عهده داشتیم ارسال می کردیم به نیروهایی حق علیه باطل. مدت یک سال هم در سال درسال 63 فرمانده سپاه جزیره سرری بودم اون موقع ها هم با توجه به این که این جزیره یک جزیره نفت خیز بوده و از نظر اقتصادی حایز اهمیت بوده و دشمنم اونجا رو مورد حمله ی هوایی قرار می داد و بعد از اون هم مجددا برگشتم به سپاه بندر لنگه به عنوان قائم مقام سپاه بندر لنگه و به عنوان جانشین شهید حق پرست شدم که نیروی سپاه فراشبند بود که در ماموریتی که آمده بود سپاه بندر لنگه رو تحویل گرفت و منو به عنوان جانشین معرفی کرد و چند ماهی هم عازم جبهه های حق علیه باطل شد عملیات کربلای 4 به شهادت رسید و بعد از اون هم به بندرعباس منتقل شدم و به عنوان جانشین بسیج منطقه هرمزگان بودم و در هرمزگان به مدت 14 ماه اونجا مشغول انجام وظیفه بودم و بعد از اون هم مجددا برگشتم بندر لنگه به عنوان فرمانده ی پایگاه دریایی بندر لنگه که پس از اون به عنوان مدیر تشکیلات کشتیرانی سفینه النجاه و فتح المبین که وابسته به سپاه و ارتش در بندر عباس و در بندر لنگه مسئولیت داشتم. بعد از گذشت سالها در سال 78 به عنوان فرمانده بسیج سپاه لامرد معرفی شدم و 4 سالی اونجا وظیفه رو انجام دادم و پس از اون هم طی ماموریتی به استان فارس و از سال 81 تاامروز هم به عنوان فرمانده سپاه شهرستان لامرد مشغول انجام وظیفه هستم یکی از مسائلی که ما رو واداشت که وارد این تشکیلات بشیم و اون انگیزه خدمت به نظام و انقلاب بود و از اونجایی که من از یک خانواده یی که تقریبا متمکن بودم . اون انگیزه ی خدمت به نظام انقلاب رو در من شعله ور شد و من رو واداشت که وارد تشکیلات بشم و به مدت 25 سال هست که الان در خدمت این نظام انقلاب هستم و کاملا هم از این که شغلی که دارم راضی ام و هیچ پشیمونی توی این قضیه ندارم و همیشه هم اون چیزی که برام مهم بوده عزت نظام،سربلندی نظام و خدمت برام مهم بوده و از خداوند بزرگ می خوام که این خدمت رو برای من تا زمانی که هستم در این نظام و تشکیلات سپاه و این موضوع توجه می کنم و من و به عنوان یک خدمتگذار قبول داره وظیفم رو انجام بدم و بتونم مسئولیت هایی بر عهده ام گذاشته میشه به نحو احسن انجام بدم.
التماس دعا ..... منتظر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 25 دی1385ساعت 22:57 توسط صادق |
|
|
شهادت هم کلام چاه وهمراز نخلهای سوخته کوفه ی دلداده گان حضرت مولی الموحدین حضرت علی (ع)تسلیت باد. قال على (ع): و كانت فاطمة (س) لا تدع احدا من اهلها ينام تلك الليلة - ليلة القدر - و تداويهم بقلة الطعامو تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خيرها. حضرت على (ع) فرمود: فاطمه (س) نمىگذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مىداد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مىشد و مىفرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد.
" امام خميني (ره) " " اگر علي اين گوينده با عظمت، امروز در کوفه بر منبر قرار مي گرفت، شما مسلمانان مي ديديد که مسجد کوفه با همه وسعتش از اجتماع مردم مغرب زمين براي بهره وري از درياي خروشان علي موج مي زد." " نرسين" " نزد حقيقت و تاريخ يکسان است او را بشناسي يا نشناسي. تاريخ و حقيقت گواهي مي دهند که او وجدان بيدار و قهار، شهيد نامي، پدر و بزرگ شهيدان، علي بن ابي طالب، صوت عدالت انساني، شخصيت جاويد شرق است! اي جهان چه مي شد اگر هر چه قدرت و قوه داري به کار مي بردي و در هر زمان عليي با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم مي بخشيدي؟!" "جرج جرداق" " اما علي، ما را نمي رسد جز آن که او را دوست بداريم و به او عشق بورزيم، چه او جوانمردي بس عاليقدر و بزرگ نفس بود، از سرچشمه وجدانش خير و نيکي مي جوشيد، از دلش شعله هاي شور و حماسه زبانه مي زد، شجاع تر از شير ژيان بود ولي شجاعتي ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقيق و رافت... در کوفه غافلگير و کشته شد، شدت عدلش موجب اين جنايت گرديد!... پيش از مرگش درباره قاتل خود گفت:" اگر زنده ماندم خود مي دانم و اگر درگذشتم کار به دست شماست، اگر درگذريد به تقوا نزديک تر است!..." "کارلايل" " علي بن ابي طالب از اين دنيا چشم فرو بست، مانند آن پيامبران که به قومي مبعوث مي شدند و آن قوم شايستگي آن پيامبران را نداشتند، و در جوامعي زندگي مي کردند که جوامع آنان نبوده است..." "جبران خليل جبران" - " در واقع هيچ مورخ و نويسنده اي به هر اندازه که باهوش و با شخصيت و نکته سنج و نابغه باشد، امکان ندارد که حتي در هزار صفحه بتواند تصوير کاملي از علي نشان بدهد. آنچه که اين شخصيت بزرگ، بين خود و خداي خود گفته و عمل کرده از اموري است که هرگز هيچ گوشي و هيچ چشمي مانند آن را نشنيده و نديده است، بنابراين هر تصويري که ما از او ترسيم کنيم مسلماً تصويري ناقص خواهد بود، تنها چيزي که ما به آن اميدواريم، جنبش و تکاني است که به زندگي ما مي دهد." "ميخائيل نعيمه" " من در مطالعه نهج البلاغه، از فصلي به فصل ديگر مي رسيدم و حس مي کردم که پرده هاي سخن عوض مي شوند، آموزشگاه هاي پند و حکمت تغيير مي يابند، گاهي خودم را در جهاني مي يافتم که روح بلند معاني با زيور عبارات تابناک آن را آباد ساخته است، اين معاني بلند پيرامون روان هاي پاک و دل هاي روشن مي گردد تا بدانها الهام رستگاري بخشد و به مقصدي عالي که دارند برساند و از لغزشگاه ها دورشان کرده به شاهراه محکم فضيلت و کمال بکشاند، و گاه مي يافتم که عقل نوراني که هيچ شباهتي با اجسام ندارد، از عالم الوهيت جدا گشته و به روح يک انسان اتصال يافته و او را از لا به لاي پرده هاي طبيعت بيرون آورده و تا سراپرده ملکوت اعلي بالا برده است و تا شهودگاه فروغ فروزنده آفرينش رسانده است." مىرفت سوى مسجد امّا نه مثل هر شب چون عاشقى كه وقت وصل دلش رسيده تكبير گفت و الحمد تا انتهاى سوره بهر ركوع خم شد با قامتى خميده بر خاست از ركوع و آرام رفت سجده اشك خداست اين كه روى زمين چكيده تيغى فرود آمد كعبه شكست و تسبيح محراب ماند و تيغى كاين كعبه را دريده او سجده كرد امّا سر بر نداشت ديگر سجده به اين طويلى مسجد به خود نديده التماس دعا ..... منتــــــــظر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 23 مهر1385ساعت 17:44 توسط صادق |
|
|
سلام فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه مسلمانان تبریک میگم ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید مولايم! اعتراف مي كنم كه وجودمان را گناه فرا گرفته ولي با اين دل زنگار بسته هنگامي كه دعاي عهد تورا مي خوانيم نا خوداگاه چشمانمان باراني مي شوند براين باوريم كه شايد در وراي اين زنگارهاي گناه ! ذره ايي هست كه هنوز ظلم وگناه نتوانسته آن را تسخيركند مهدي جان بميريم براي غربتت كه ظالماني چون ما اين چنين گستاخانه خطا مي كنند وتو ما را شرمنده نمي كني. مهدي جان چه سخت است بي تو ماندن در اين دنياي پر هياهو وچقدر سخت است غروب آسمان جمعه نام تو را گم كردن در اين روزهاي تاريك و يخي با ما بگو چرا هرگز خاطره ها به تو نمي رسد. فقط سرودن نام تو لحظه نابي است كه ما از اين روزها داريم .در اين دنياي پر ازرنگ وريا در روزگاري كه هيچ رد پايي از محبت واحساس پيدا نمي شود وقصه زندگي فقط قصه بي كسي هاست چشم به راه توييم تا تو سوار بر اسب سپيد عشق بيايي. تو ستاره دنباله دار بي بديلي هستي كه اگر بيايد شب هايمان را پر از شور وزيبايي مي كني وبا حضور سبزت بر زخم هاي درون مرهم مي گذاري . نمي گويم حضور نداري اما ما ظهورت را مي خواهم . ما عاشقاني هستيم كه به اميد معشوقمان هر لحظه دعا والتماس مي كنيم اما نمي دانيم دعاهايمان به كجا مي رود والتماس هايمان را كه مي شنود كه هيچ گاه براورده نمي شود فقط اميد آمدن تو ما را زنده نگه داشته وباهر بار نفس كشيدنمان تورا فرياد مي زنيم به اميد آن جمعه دل انگيزي كه تو خواهي امد. انتظارت را مي كشيم اي گل نرگس......... بیـــا ای ماهـتـــاب شــام تارم که از هجرت سیه شد روزگارم نمی دانم چه سـازم با غــم تو به پایان کی رسد این اتنظــارم اللهم عجل لولیک الفرج ------ منتظــــــر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 مهر1385ساعت 15:55 توسط صادق |
|
|
به نام خدا ۱- مبعث پيامبر (ص) عيد آمد و عيد آمد اون بخت سعيد آمد عيد بعثت پيامبر اعظم (ص) نور و رحمت رو به همه تبريك مي گم. ۲-اعتكاف مدتها در انتظار اين بوديم كه كي اعتكاف شروع مي شه .آيا ما دعوت ميشيم به مهماني خدا يا نه؟ آيا پروردگار مهربون ما به بنده گنه كار خودش هم نگاه مي كنه يا نه؟ خدا را شكر كه باز هم دعوت شديم تا به ما نشون بده كه اون بنده رو سياهش رو هم دوست داره.باز هم شرمنده شديم .اعتكاف راهي بود كه گناهانمون رو ببخشه آخه خدا دوست داره موقعي بنده اش گناه مي كنه از شرمندگي بشينه گوشه اي و گريه كنه و از خداي خودش طلب استغفار كنه.چه خداي خوبي داريم بزور ميخواد كاري كنه كه گناهانمون رو ببخشه و هر كاري كه مي كنيم يه دري براش مزاره برا برگشت ، ولي ما اين همه محبت رو نمي بينيم و هر روز با خدا لج ميكنيم و نمي خواهيم بنده خوب اون باشيم با كوچكترين وسوسه اي به سوي اون ميريم. خدايا ما رو ببخش ما توان مقابله با اين همه وسوسه و جذابيتهاي دنيا رو نداريم ، اگه مي خواي ما فقط دنبال خودت باشيم خودت بايد كمكمون كنيم ، آخه ما ضعيفيم ، ناتوانيم ، ... امسال نسبت به سال گذشته خيلي بهتر شده بود ، امكانات در حد عالي بود چون با وجود 15 هزار نفر در يك مسجد خيلي سخته به همه رسيد طوري كه هيچ مشكلي نداشته باشن ، البته خوشي اينجور جاهايي به سختيشه و كسي به فكر اين نبود كه افطار يا سحري چي داريم. با وجود بهترين سخنرانان و مداحان كشور در اين اعتكاف رنگ و بوي خاصي به اعتكاف داده بود(سخنرانان: حجت الاسلام انجوي نژاد ، حجت الاسلام انصاريان وحجت الاسلام حائري شيرازي و رياست راديو معارف و... و مداحان آقاي سلحشور و آقاي مختاري و ...) و همه چيز آماده استفاده مطلوب از اين اعتكاف بود. خوش به حال اونايي كه بودن و در كنار اين جمعيت 15 هزار نفري با خداي خودشون راز و نياز كردن .مگه ميشه 15 هزار نفر كه به مهماني خداي خودشون اومدن وبرا آقاشون دعا كرده باشن و از آقا درخواست ديدن روي زيبا و دلنشينش رو كرده باشن ولي حتي يه نفر هم آقاشون رو نديده باشن ، مگه ميشه آقا به اين همه عزادار و گريه كن جدشون آقا امام حسين(ع) و مادر پهلو شكستش خانم فاطمه زهرا(س) سر نزده باشه.خوش به حال اونايي كه آقا رو ديدن ، خدا كنه سلام ما رو هم به مهدي فاطمه (عج) رسونده باشه و بهش گفته باشه ما بنده هاي رو سياه هم دوستش داريم ، اون فقط آقاي خوبان نيست ، اگه ما گنهكاريم ، اگه بديم ، اگه رومون نمي شه باهاش صحبت كنيم ولي بخدا دوستش داريم ، ما هم دوست داريم روي ماهش رو ببينيم. صحنه هاي زيبايي تو اعتكاف رخ داد كه ولي سخت ترين روز روز وداع بود همه داشتن گريه مي كردن ، صحنه بسيار زيبا و تكان دهنده بود . سه روز روز مهمون خداي مهمون نوازشون بودن و مي ديدن كه شيطون دم در منتظر بود تا اين جوونايي كه حالا پاك شده بودن .كسي دوست نداشت از در مسجد بره بيرون ، آخه نميدونست چه سرگذشتي در انتظارشه ، فقط اين رو ميدونست كه تو مسجد جاش امن بود ولي از اون موقع ديگه درگيري شروع ميشه.شيطان ديگه محكم تر از هميشه آماده بود آخه ديگه با يه جوون سر تا پا گناهكار طرف نبود با يه جوون رو در رو هست كه ديگه نميخواد اون جوون اولي باشه ديگه مي خواد مقابله كنه.(هر وقت شيطون اومد سراقمون ، خودمون رو ياد خدا بيندازيم و به خودمون بگيم كه اين كاري كه ميخوايم انجام بديم آيا آقامون راضيه يا نه.اگر هم لغزشي كرديم زود توبه كنيم شايد بعدا فرصت توبه پيدا نكنيم و بدترين چيز برا شيطون توبه هستش) اطلاعات كامل در مورد اين اعتكاف به اين آدرس مراجعه كنين http://etekaf.rahpouyan.com/etekaf85/default.asp
۳- پيروزي حزب الله يه چيز جالب پايان اعتكاف به پايان جنگ رژيم صهيونيستي بر عليه مردم لبنان(حزب الله) ختم شد و ارتش سر تا پا مسلح در برابر تعداد اندكي از حزب الله شكست خورد.اين پيروزي غرور آفرين رو به همه مسلمانان جهان تبريك ميگم.
۴- تولد خواهر زاده ام تو اعتكاف كه بودم از خانم حضرت زينب(س) خواستم كه به خواهر عزيزم يه دختر خوب و سالم و صالح بده و بتونه راه اون حضرت رو ادامه بده كه خدا را شكر بچه سالم به دنيا اومد و اسمش رو هم گذاشتن زينب(از پيش مشخص شده بود) و انشاءالله حضرت زينب (س) نگهدارش باشه و از اون يه بانوي خوب بسازه.(انشاءالله)
خواهرم مبارك باشه اللهم عجل لوليك الفرج منتظر---- یا زهرا (س) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 15:34 توسط صادق |
|
|
درباره من
ارتباط با خودم
|
| درباره وبلاگ |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
|
وبلاگ دوستان
آبجي ليلا(خاله ليلا) سيد محمد انجوي نژاد لوگوي دوستان
|
|
خواندني ها
ترجمه قرآن
|
|
RSS
|