تبليغاتX
منتظران مهدی (عج) لامرد - مصاحبه با سرهنگ حاج محمود صفری فرمانده سپاه لامرد
وبلاگ شخصی rv_1360

به نام خداوند بخشنده مهربان

قبل از هر چیز باید پوزش میخوام از همه دوستان که چند مدتی رو نبودم که یکی از علت هاش درگذشت یکی از نزدیکانمون بود و بعضی مشکلات دیگر ...

یک مصاحبه رو تدارک دیدم با سرهنگ حاج محمود صفری فرمانده سپاه لامرد

مختصری از سخنان سرهنگ صفری:

سرهنگ حاج محمود صفری

به نام خدا

من در سال 61 وارد تشکیلات سپاه شدم و به استخدام سپاه در آمدم  اون موقع ها هم  انگیزه ها مشخص بود وهم اهداف مشخص بوده. نیرویی که وارد تشکیلات سپاه می  شد  انگیزش برای خدمت به نظام و انقلاب بوده.

من یادم هست که 5-6 ماهی  گذشته بود که در یکی از جزایر صبح نیروها رو به خط کردند ما به خط شدیم دیدیم که فرمانده خطمون  داره میاد و یه کیسه هم دستشه همه داشتند فکر می کردند در این کیسه چی هست همه فکری می کردند جز این که در این کیسه احتمال بدن که مثلا پولی هست و حقوقی هست. آقای فرمانده سر صف و نیروها رو به صف کرد دست کرد تو این کیسه و هر نفری 2000 تومان بهشون داد بدون استثنا سوال می گرفتیم که این برای چی هست در نهایت فرماندمون اعلام کرد که این حقوق ماه گذشتتونه همه تعجب می کردند که ما اومدیم تو تشکیلات سپاه برای دفاع از نظام انقلاب ، مگه حقوق هم میدن؟!

 نیروها همه برای بقای این نظام فکر می کردند و برای بقای نظام وارد 8 سال دفاع مقدس می شدند و می جنگیدند بعد از این که ما تو این قضیه استخدام شدیم و آموزش عمومی سپاه  در پایگاه شهید مسگررو طی کردیم و مجددا بر گشتیم به یکی از جزایر خلیج فارس ماموریتهای متعددی را به ما محول میشد و ما یکی از ماموریتهایمان در زمانی که در استان هرمزگان بودیم در پشتیبانی از لشکر ثار الله که تنها لشکر کرمان بود یکی از این گردان های 422 هرمزگان را زیر پوشش داشتیم ما مسئولیت پشتیبانی لشکر رو به عهده داشتیم و همیشه امکاناتی که در خصوص مسائلی که درجنگ اساسی بود و ارتباط داشت با مسائل دریا به صورت غواصی از طریق پایگاهی که ما مسئولیتش رو بر عهده داشتیم ارسال می کردیم به نیروهایی حق علیه باطل.

مدت یک سال هم در سال درسال 63 فرمانده سپاه جزیره سرری بودم اون موقع ها هم با توجه به این که این جزیره یک جزیره نفت خیز بوده و از نظر اقتصادی حایز اهمیت بوده و دشمنم اونجا رو مورد حمله ی هوایی قرار می داد و بعد از اون هم مجددا برگشتم به سپاه بندر لنگه به عنوان قائم مقام سپاه بندر لنگه و به عنوان جانشین  شهید حق پرست شدم که نیروی سپاه فراشبند بود که در ماموریتی که آمده بود سپاه بندر لنگه رو تحویل گرفت و منو به عنوان جانشین معرفی کرد و چند ماهی هم عازم جبهه های حق علیه باطل شد عملیات کربلای 4 به شهادت رسید و بعد از اون هم به بندرعباس منتقل شدم و به عنوان جانشین بسیج منطقه هرمزگان بودم و در هرمزگان به مدت 14 ماه اونجا مشغول انجام وظیفه بودم و بعد از اون هم مجددا برگشتم بندر لنگه به عنوان فرمانده ی پایگاه دریایی بندر لنگه که پس از اون به عنوان مدیر تشکیلات کشتیرانی سفینه النجاه و فتح المبین که وابسته به سپاه و ارتش در بندر عباس و در بندر لنگه مسئولیت  داشتم. بعد از گذشت سالها در سال 78 به عنوان فرمانده بسیج سپاه لامرد معرفی شدم و 4 سالی اونجا وظیفه رو انجام دادم و پس از اون هم طی ماموریتی به استان فارس و از سال 81 تاامروز هم به عنوان فرمانده سپاه شهرستان لامرد مشغول انجام وظیفه هستم یکی از مسائلی که ما رو واداشت که وارد این تشکیلات بشیم و اون انگیزه خدمت به نظام و انقلاب بود و از اونجایی که من از یک خانواده یی که تقریبا متمکن بودم .   اون انگیزه ی خدمت به نظام انقلاب رو در من شعله ور شد و من رو واداشت که وارد تشکیلات بشم و به مدت 25 سال هست که الان در خدمت این نظام انقلاب هستم و کاملا هم از این که شغلی که دارم راضی ام و هیچ پشیمونی توی این قضیه ندارم و همیشه هم اون چیزی که برام مهم بوده عزت نظام،سربلندی نظام و خدمت برام مهم بوده و از خداوند بزرگ می خوام که این خدمت رو برای من تا زمانی که هستم در این نظام و تشکیلات سپاه و این موضوع توجه می کنم و من و به عنوان یک خدمتگذار قبول داره وظیفم رو انجام بدم و بتونم مسئولیت هایی بر عهده ام گذاشته میشه به نحو احسن انجام بدم.

 

                                         التماس دعا ..... منتظر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 دی1385ساعت 22:57  توسط صادق |